حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

29

تاريخ قم ( فارسي )

غير آن از عقود معاملات و در ديگر شهرها اين تواريخ را رعايت نكرده اند ، پس حمزه بقم معاودت نمود با عامل و مجموع ضياع را مساحت كرد و خراج آن مقرّر گردانيد و بعضى ديگر گويند كه ضياعها را نپيمود بلكه خراج آن چنانچ پيشتر از آن مقرّر بوده در دستور اصفهان از خراج اين ناحيت بر آن قرار بگذاشت و ساير حيازات بمساحت يا بمقاطعه با آن اضافت كرد و بحقيقت كه گفته‌اند كه حمزه قطعا و اصلا مساحت نكرد نه اصل قم را و نه ضياعاتى كه از اصفهان با آن ضمّ و جمع كرده بودند و آن را حيازات نام نهاده و اين روايت نزديكست و دور از كار نيست زيرا كه پسر او اليسع بن حمزه بعد از او در مساحت قم شروع كرد چنانچ در موضع خود در باب مساحت ذكر آن بيايد چه اگر حمزه قم را مساحت كرده بودى پسر او بعد از او مساحت نكردى و ابو على كاتب در كتاب همدان حكايت مىكند از ابى جعفر محمد بن عبدوس كه او گفت ذراعى كه اهل همدان بدان مساحت ميكردند پيش از روزگار مامون او را ذراع سابورى مىگفتند و آن ذراع عبارت از دوازده قبضه بود و مثال آن بر ستون مسجد اعظم منقّش كرده‌اند و نشان و نمودار آن تا اليوم باقيست تا بدينجا حكايت ابو على است پس اين گز كه مثال آن مصوّرست در مسجد سهل بن اليسع بن عبد الله بميدان اليسع گزيست كه حمزة بن اليسع از نزديك هارون الرشيد آورد و آن ذراع بقم برشيديّه معروف و مشهورست و بهمدان بسابوريّه ، و همچنين ابو على در كتاب همدان حكايت مىكند از ابى جعفر محمد بن عبدوس كه او گفت ذراعى كه عبد الله خرداذبه [ 1 ] بدان مساحت كرد آن نه قبضه و دو انگشت بود چنانچ ميان آن ذراع و ذراع سابوريه تفاوت و نقصان بربع و ثلث عشر باشد و آن ذراع كه بهمدان بوده است و در ديوان آن هشت قبضه و دو انگشت بوده است محمد بن الحسن از آن گز هيچ نبريد و كم نكرد الَّا يك انگشت و حمزة بن الحسن در كتاب اصفهان روايت مىكند كه چون سنه تسع و ثمانين و مائه [ 2 ] در آمد والى و حاكم اصفهان عبد الله بن كوشيد [ 3 ] بود پس رشيد نامهء نوشت و پيغام فرستاد بعبد الله بن كوشيد در طلب كردن بقاياى سالهاى گذشته از خراج قم و بقايا باصطلاح ايشان موايند گفته‌اند پس چون نامه و پيغام رشيد بعبد الله رسيد نامه نوشت

--> [ 1 ] - خ ، ل - خردادبه ، [ 2 ] - 189 هجرى ، [ 3 ] - در كتاب محاسن اصفهان عبد الله بن كوپيبند ضبط شده است ،